سيد محمد كمره اى
370
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
حسين خان جعلق چرا اين كار را كرديد كه دچار محذور بشويد كه سفراء قطع روابط بكنند ؟ حال استعفا بده تا ترتيبى بشود . عرض كرده بود من كار بىقاعده نكردم كه استعفا بدهم . شاه گفته بود كه مىگويم استعفا بده . عرض كرده بود كه دو كلمه دستخط بنويسيد تا استعفا بدهم . شاه گفته بود شفاهى مىگويم . عرض كرده بود منصوبيتم به دستخط بود ، استعفا هم بايد بهموجب دستخط باشد . شاه تكرار كرده بود برو و استعفا بده . صمصام بيرون آمده بود . وزير دربار گفته بود بمان تا استعفا بدهى . صمصام گفته بود محال است استعفا بدهم تا خلعم نمايى . بالاخره بيرون آمده بود و شبانه تمام وزراء را خواسته بود و ديشب همه متفقا قسم خورده كه استعفا ندهند . شاه هم عين الدوله ، وثوق الدوله همه را خواسته بود كه رئيس الوزرا نمايند ، هيچكدام قبول نكردهاند الا مشاور الممالك داوطلب رياست وزراء شده . به شاه ، صمصام عرض كرده بود شهر را از نظامى خارج و جرايد را از توقيف بيرون آوردهايم . شاه فرموده بود كه شهر بايد نظامى باشد و اين جريده ديگر هم كه ايران است بايد توقيف شود و صد نفر ديگر قزاق به نظميه شهر حكم افزودن داده . خيلى مردم ميل و تهيه جشن در مجلس و چراغانى در بازار به واسطه الغاى امتيازات داشته . ارباب كيخسرو و حاج معين بوشهرى و جمعى به مجلس آمده بودند كه ترتيب چراغانى را بدهند . از طرف شاه حكم شد آنها را بيرون بكنند . ساعت يك به غروب از منزل خلخالى بيرون آمده ، حجره آقا ميرزا زين العابدين آمده 20 سير كشك به چهارهزار خريده ، آقا ميرزا زين العابدين نقل كرد كه حاج ابراهيم خباز براى كربلايى مرتضى نزد فهيم الملك زده بود . در دفعه دويم كه مشهدى مرتضى را حبس كرده بودند از اطراف به صمصام ، آقا محمد صراف و حاج شيخ احمد تجريشى و فخر الدوله كمك كرده بودند . فهيم الملك راپورت به صمصام در خصوص قبايح و خيانتها كه به مشهدى مرتضى مىدادند داده بود . صمصام عين راپورت را براى آقا محمد مىفرستد . بعد فهيم الملك كه مقدار رئيس الوزرا را مىفهمد و كمكهاى مشهدى مرتضى را ، او را رها مىكند . بعد مقارن غروب از راه ميدان به خانه آمده آقا شيخ محمد تقى كمرهاى آمده بود به خانه . او را نگاه براى شام داشته . شام چلو و مسماى كدو و آبگوشت